نامنویسی
مترادفها
ثبت نام، نامگذاری
متضادها
نامحذفی، ابطال
لغت نامه دهخدا
نام نویسی. [ ن ِ ] ( حامص مرکب ) ثبت نام کردن. نام نوشتن. ثبت اسم.
فرهنگ فارسی
ثبت نام اسم نویسی.
فرهنگستان زبان و ادب
{registration} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] ثبت نام از افراد واجد شرایط رأی دادن پیش از برگزاری انتخابات متـ. نام نویسی رأی دهندگان voter registration
ویکی واژه
ثبتنام از افراد واجد شرایط رأی دادن پیش از برگزاری انتخابات
جمله سازی با نامنویسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دوازدهمین دورهٔ انتخابات ریاست جمهوری ایران در روز جمعه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶، همزمان با پنجمین انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا برگزار شد. نامنویسیِ داوطلبان از روز ۲۲ فروردین ۱۳۹۶ آغاز شد و تا ۵ روز ادامه داشت.
💡 در پایان همان سال به دیترویت بازگشت و در سپاه داوطلبان محلی نامنویسی کرد. وی در سال ۱۸۴۰ به عنوان وکیل و کارشناس حقوقی در زمینه انحصار وراثت در شهرستان وین، میشیگان مشغول بهکار شد و سپس در سال ۱۸۴۴ در روزنامه دیلی دیترویت سرپرستی بخش آگهی آن را بر عهده داشت.
💡 دانشجویان عزیز باید حداکثر تا پایان هفته جاری برای نامنویسی در واحدهای درسی ترم جدید در سامانه دانشگاهی خود مراجعه کرده و تمام مراحل را تکمیل کنند.
💡 فرآیند نامنویسی برای شرکت در این دوره آموزشی آنلاین بسیار ساده و سریع است و تنها با وارد کردن چند مشخصات فردی توسط کاربران انجام میشود.
💡 برای ثبتنام در این مسابقه بینالمللی هنری، ابتدا باید در وبسایت رسمی سازمان نامنویسی کرده و سپس آثار هنری خود را برای داوری ارسال نمایید.