نامنظمی

مترادف‌ها

بی‌نظمی، بی‌قاعدگی، آشفتگی

متضادها

نظم، انضباط

لغت نامه دهخدا

نامنظمی. [ م ُن َظْ ظَ ] ( حامص مرکب ) پراکندگی. آشفتگی. پریشانی. بی نظم و ترتیب بودن. منظم و بسامان و مرتب نبودن.

فرهنگ فارسی

پراکندگی. آشفتگی. پریشانی

جمله سازی با نامنظمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نخستین دورهٔ این مسابقات به طور غیررسمی در سال ۱۹۲۴ برگزار شد. در آن سال تلاشی برای ورود شطرنج به المپیک صورت گرفت اما به دلیل مشکل در تفکیک شطرنج‌بازان حرفه‌ای از آماتور، با توجه به اینکه فقط ورزش‌کاران آماتور حق شرکت در المپیک را داشتند، ناکام ماند. فیده در ژوئیه ۱۹۲۴ روز پایان اولین دوره المپیاد غیررسمی شطرنج تأسیس شد. اولین دوره رسمی المپیاد شطرنج توسط فیده در سال ۱۹۲۷ در لندن برگزار شد. دوره‌های بعدی با وقفه‌های نامنظمی به دلیل حوادث مربوط به جنگ جهانی دوم برگزار شد و از سال ۱۹۵۰ به طور منظم هر دو سال یک بار برگزار می‌شود.

💡 ایجاد هرگونه نامنظمی در فرآیند تولید محصولات صنعتی می‌تواند منجر به ضررهای مالی گسترده و کاهش کیفیت نهایی کالاهای ارسالی به مشتریان شود.

💡 پلیس برای جلوگیری از هرگونه نامنظمی و آشفتگی در خیابان‌ها، نیروهای خود را در تمام نقاط حساس شهر به صورت شبانه‌روزی مستقر کرده است.

💡 عدم رعایت قوانین مرور و رانندگی باعث ایجاد نامنظمی در ترافیک شهری شده و ایمنی تمامی شهروندان را به شدت به خطر می‌اندازد.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران