نامرتب

لغت نامه دهخدا

نامرتب. [ م ُ رَت ْ ت َ ] ( ص مرکب ) بی نظم و ترتیب. نامنظم. نامدون.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنچه که دارای نظم وترتیب نیست نامنظم مقابل مرتب.

ویکی واژه

trascurato

جمله سازی با نامرتب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این دو مورد نشان می دهد که الگوریتم گرور در شرایط خاصی می تواند از الگوریتم های کلاسیک بهتر عمل کند. جالب است بدانید که ثابت شده که الگوریتم گرور بهینه است یعنی هیچ الگوریتم کوانتومی نمی تواند بیش از الگوریتم گرور جستجو در یک پایگاه داده نامرتب را بهبود دهد.

💡 هنوزت نامرتب بود بر تن جامه خوبی که جیبم پاره بود از دست خوی مردم آزارت

💡 شاملو تحصیلات مدرسه‌ای نامرتبی داشت؛ زیرا پدرش افسر ارتش بود و پیوسته از شهری به شهری گسیل می‌شد و از همین روی خانواده‌اش هرگز نتوانستند مدتی طولانی جایی ماندگار شوند. زندانی شدنش در سال ۱۳۲۲ به سبب فعالیت‌های سیاسی پایانِ همان تحصیلات نامرتب بود.

💡 اجداد انلیل را گاهی می‌توان در کنار دیگر شخصیت‌های ازلی نامرتبط نام برد.

💡 از سال ۸۷ که شرکت خصوصی شد، مشکلات شروع شده؛ از آن تاریخ تا امروز، از ۹۰۰ نفر رسیده‌ایم به ۱۸۰ نفر؛ تعدادی بازنشسته شدند، تعدادی هم با خاتمه قرارداد هرسال بیکار شدند؛ حتی اوضاع تولید هم نامرتب است.

بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
آشفته یعنی چه؟
آشفته یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز