ناقص‌الخلقه

لغت نامه دهخدا

ناقص الخلقه. [ ق ِ صُل ْ خ ِ ق َ ] ( ع ص مرکب ) ناقص العضو. ناقص خلقت. آنکه در خلقتش نقصی و عیبی باشد. که همه اعضای بدنش سالم و کامل و طبیعی نباشد. که در اندام کم و کسری داشته باشد. که معیوب و ناقص آفریده شده باشد.

فرهنگ عمید

آن که در بدنش نقصی مادرزادی باشد.

فرهنگ فارسی

آنکه در بدنش نقصی باشد.
ناقص العضو. ناقص خلقت. آنکه در خلقتش نقصی و عیبی باشد.

جمله سازی با ناقص‌الخلقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اسوالد فرزند خانواده ثروتمند کابلپات بود که ثروتمندترین افراد گاتهام بودند. وی موجودی ناقص‌الخلقه بود با بینی بلند و از کودکی به پرندگان علاقه داشت و در آینده نیز دزدی‌هایش را به وسیلهٔ آنان انجام می‌دهد. بعد از مدتی توماس وین پدر بروس وین باعث ورشکستگی آنان می‌شود و اسوالد از خاندان وین متنفر می‌شود و این شاید یکی از دلایل تنفر او از بروس وین باشد.

خونکار یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز