مکامن

لغت نامه دهخدا

مکامن. [ م َم ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مکمن که به معنی جای پوشیده شدن است. ( غیاث ) ( آنندراج ). ج ِ مَکمَن. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ): آنچه در طی مکامن غیب پنهان است... ( مرزبان نامه چ قزوینی ص 267 ). بر مکامن مکر او متجاسرگونه می گذرم. ( مرزبان نامه، ایضاً ص 143 ). لشکر ما... بر مدارج و مکامن راهها وقوف ندارند. ( مرزبان نامه، ایضاً ص 182 ). حرامیان جهت آن حرام ریزه در مکامن عقاب چون عقاب گرسنه دهان گشاده. ( نفثة المصدور چ یزدگردی ص 11 ). در مکامن خلوات حدیث استیلا واستعلای او درمی دادند. ( جهانگشای جوینی ). و رجوع به مکمن شود.

فرهنگ معین

(مَ مِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ مکمن.

فرهنگ عمید

= مکمن

فرهنگ فارسی

جمع مکمن
( اسم ) جمع مکمن کمینگاهها: [ حرامیان جهت آن حرام ریزه در مکامن عقاب چون عقاب گرسنه دهان گشاده... ] ( نفثه المصدور. چا. یز. ص ۱۱ )

ویکی واژه

جِ مکمن.

جمله سازی با مکامن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ببین که از عدم آباد تا به شهر وجود چه ره زنند ترا در مکامن اطوار

داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز