مولامول

لغت نامه دهخدا

مولامول. ( اِمص مرکب ) درنگ بسیار و درنگ از پی درنگ و تأخیر پس تأخیر.( از برهان ) ( ناظم الاطباء ). تأخیر از پی تأخیر. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). و رجوع به مول و مولیدن شود.
- مولامول کردن؛ سخت تأخیر کردن. درنگ از پی درنگ نمودن:
چنین به وعده همی کرد چرخ مولامول
که شد ز خون دلم طشت چرخ مالامال.جمال الدین عبدالرزاق.

فرهنگ معین

(اِ. ) تأخیر و درنگ پی درپی.

فرهنگ عمید

درنگ بسیار، تاخیر از پی تاخیر: ( چنان به وعده همی کرد چرخ مولامول / که شد ز خون دلم تشت چرخ مالامال (جمال الدین عبدالرزاق: ۲۳۸ ).

ویکی واژه

تأخیر و درنگ پی درپی.

جمله سازی با مولامول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ساقی مجلس انعام تو بی مولامول جام ها بر کف امید نهد مالامال

💡 چنان بوعده همیکرد چرخ مولامول که شد ز خون دلم طشت چرخ مالامال

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز