موقود

لغت نامه دهخدا

موقود. [ م َ ] ( ع ص ) افروخته شده. ( ناظم الاطباء ). آتش افروخته. ( آنندراج ).

فرهنگ معین

(مَ یا مُ ) [ ع. ] (اِمف. ) افروخته شده.

ویکی واژه

افروخته شده.

جمله سازی با موقود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 که نار کین او سوزنده ناریست کز او واقد شود در حال موقود

💡 هر آنک پف کند او بر چراغ موهبتم بسوزد آن سر و ریشش چو هیزم موقود

💡 تیغ بهرامشاه بن مسعود خصم را همچو آتش موقود

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
اصالت یعنی چه؟
اصالت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز