منعی

مترادف‌ها

بازدارنده، ممنوع کننده

متضادها

اجازه‌ای، مباح

لغت نامه دهخدا

منعی. [ م َ عا ] ( ع اِ ) ( از «ن ع ی » ) خبر مرگ. منعاة. ج، مناعی. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
منعی. [ م َ عا ] ( ع اِ ) ( از «م ن ع » ) بازداشت و بازایستاد. اسم است. ( منتهی الارب ). بازداشت و امتناع و بازایستادگی. ( ناظم الاطباء ). اسم است به معنی امتناع. ( از اقرب الموارد ).
منعی. [ م َ عی ی ] ( ع ص نسبی ) بسیارخورنده خرچنگ. ( منتهی الارب ). بسیارخورنده خرچنگ و آن نسبت است به مَنع به معنی خرچنگ. ( از اقرب الموارد ). || نزد نحویان، نامی است از نامهای غیر منصرف. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ).

فرهنگ فارسی

بسیار خورنده خرچنگ. بسیار خورنده خرچنگ و آن نسبت است به منع به معنی خرچنگ. یا نزد نحویان نامی است از نامهای غیر منصرف.

جمله سازی با منعی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نیست منعی نعمت خوان کریمان را سلیم از بتان لاله رخسار و گل و مل نگذری

💡 و گفت: علامت یقین آن است که بسی مخالفت کند خلق را در زیستن و به ترک مدح خلق کند، و اگر نیز عطایی دهند و فارغ گردد از نکوهیدن ایشان را اگر نیز منعی کنند.

💡 توهم ای دیده نگه کن به رخش منعی نیست گر گدا گوشه ای از نان توانگر شکند

💡 دست منعی که فشاندند بزرگان به فقیر پشت پایی است که بر دولت پاینده کردند

💡 عقل وارون ز تمنای تو منعی می‌کرد عشق می آمد و او نیز مسخر می‌شد

💡 در آن محیط کرم، دور باش منعی نیست کف از سبکسری خود به ساحل افتاده است

💡 در دستورالعمل‌های جدید ایمنی کارخانه، هرگونه اقدام بدون مجوز مدیریت به صورت منعی صریح ذکر شده است تا از بروز حوادث جلوگیری شود.

💡 برای ورود به این منطقه حفاظت‌شده، قوانین منعی بسیار سختی وضع شده است تا اکوسیستم حساس و گونه‌های در حال انقراض آسیب نبینند.

💡 اگر در متن قرارداد هیچ مورد منعی برای همکاری با شرکت‌های ثالث ذکر نشده باشد، طرفین می‌توانند آزادانه با دیگران معامله کنند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران