منسلک

لغت نامه دهخدا

منسلک. [ م ُ س َ ل ِ ] ( ع ص ) درآینده در چیزی و سلک شونده. ( غیاث ) ( آنندراج ). درآمده در چیزی. ( از اقرب الموارد ). درآینده در چیزی و سلک شونده و متصل پیوسته و افزوده شده. ( ناظم الاطباء ).
- منسلک داشتن؛ در رشته کشیدن. به سلک کشیدن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
- منسلک شدن؛ به سلک کشیده شدن. در رشته کشیده شدن. ( یادداشت ایضاً ).

فرهنگ معین

(مُ سَ لِ ) [ ع. ] (اِ. ) ۱ - داخل شونده، درآینده. ۲ - آنکه وارد مسلکی شده. ۳ - در رشته کشیده.

فرهنگ عمید

۱. در آینده و داخل شده در چیزی.
۲. کسی که داخل طریقه و مسلکی شده باشد.

فرهنگ فارسی

در آینده وداخل شده درچیزی، کسی که داخل طریقه ومسلکی شده باشد
( اسم ) ۱ - داخل شونده در آینده: [ نظاربن معدی کرب... که در سلک اجداد پیامبر ما... منسلک است... ] ( تاریخ نگارستان. تهران ۲ ) ۵ - آنکه وارد مسلکی شده ۳ - در رشته کشیده

ویکی واژه

داخل شونده، درآینده.
آنکه وارد مسلکی شده.
در رشته کشیده.

جمله سازی با منسلک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غایب از خویش شو و حاضر ما باش مدام تا که سازیم ترا منسلک سلک خواص

💡 عرش دل را ملکی ملک خرد را ملکی گوهر پاکی و در رشته جان منسلکی

💡 هرکه را باشد دل و جان ملک کی ‌شود در سلک دیوان منسلک

💡 وز ااسنلاک چنین جشن میر چم خرگاه ز کف به شکر فشاند لئال منسلکه

💡 گر تو خواهی که شوی منسلک سلک خواص دل مخصوص به دست آر نه لحم مخروط

کف بینی یعنی چه؟
کف بینی یعنی چه؟
داف یعنی چه؟
داف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز