فرهنگ معین
(مَ زِ. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) اقامت کردن، ساکن شدن.
(مَ زِ. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) اقامت کردن، ساکن شدن.
اقامت کردن، ساکن شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هست این سخا چون سیر ره وین بخل منزل کردنت در کشتی نوح آمدی کی وقف و رهپویی بود