من درآوردی
مترادفها
ساختگی، خیالی، افسانهای
متضادها
واقعی، حقیقی
لغت نامه دهخدا
( من درآوردی ) من درآوردی. [ م َ دَ وَ / وُ ] ( ص مرکب ) چیز من عندی. حرفی یا مطلبی یا کاری که انسان از خود دربیاورد ( غالباًاین صفت موقعی استعمال می شود که کار من درآوردی خراب شده باشد ). من درآری. ( فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ). من عندی. مجعول. مصنوع. برساخته. ساختگی. اختراعی بد و نامطبوع و غالباً بی سابقه. ابداعی بی اساس و نامعقول. من درآری. من درآورده. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
فرهنگ معین
( من درآوردی ) (مَ. دَ. وَ ) (ص نسب. ) (عا. ) چیزی که جعلی است و پایه و اساس ندارد.
فرهنگ فارسی
( من در آوردی ) ( صفت ) آنچه که شخصی جعل کند: [ لغات من در آوردی. ]: [ عقاید شما من در آوردی و بی نتیجه است. ]
جمله سازی با من درآوردی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به عبارت دیگر در این حالت، بیمار بخشی از خاطرات خود را با جزئیات من درآوردی پر میکند.