مملکتی

لغت نامه دهخدا

مملکتی. [ م َ ل َ / ل ِ ک َ ] ( ص نسبی ) منسوب به مملکت. متعلق و مربوط به مملکت: امور مملکتی؛ کارهای مربوط به کشور.

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به مملکت: [ امور مملکتی. ]

جمله سازی با مملکتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بودجه دولت سندی است که معاملات دخل و خرج مملکتی برای مدت معینی در آن پیش‌بینی و تثبیت می‌گردد. مدت مزبور را سند مالیه گویند، که عبارت است از یکسال شمسی.

💡 مملکت شاه عشق جز دل درویش نیست دل بطلب کائنات مملکتی بیش نیست

💡 کرم که بی نسق اعتدال طبع تو بود همیشه مملکتی بود ضایع و مهمل

💡 زرق و سالوس تو جامی به خراسان شد فاش روی در مملکتی نه که تو را نشناسند

💡 چو شور عشق درآمد قرار عقل نماند درون مملکتی چون دو پادشا گنجد

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز