ممتاز

کلمه ممتاز به معنای برتر یا برجسته است و در زمینه‌های مختلفی از جمله تحصیلات، کسب و کار و هنر به کار می‌رود. این واژه معمولاً برای توصیف افرادی که در یک زمینه خاص به موفقیت‌های چشمگیری دست پیدا کرده‌اند یا محصولاتی که از کیفیت بالایی برخوردار هستند، استفاده می‌شود. به‌عبارتی، این کلمه نشان‌دهنده سطح بالای کیفیت و ارزش است که در مقایسه با دیگران قرار دارد.

لغت نامه دهخدا

ممتاز. [ م ُ] ( ع ص ) جداشده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ). || برگزیده و پسندیده. منتخب شده. دارای امتیاز و برتری و بزرگواری. ( از ناظم الاطباء ). برتر. فاضل. افضل. راجح. ارجح. صاحب مزیت. نجیب. مفضل. دارای مزیت. فایق. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || جدا. مجزا. مشخص

فرهنگ معین

(مُ ) [ ع. ] (اِمف. ) ۱ - برگزیده، جدا شده. ۲ - دارای برتری و امتیاز.

فرهنگ عمید

برگزیده و جدا شده، دارای برتری و مزیت.

فرهنگ فارسی

میرزا اسماعیل خان ملقب به ممتازالدوله ( و. تبریز ۱۲۹۵ - ف. ۱۳۵۲ ه.ق مساوی ۱۳۱۲ ه.ش ) تحصیلاتش را در تبریز تمام کرد معاون وزارت خارجه و وزارت مالیه رئیس مجلس و چند بار وزیر گردید. سومین رئیس مجلس شورای ملی بود که دوره ریاستش کوتاه یعنی ۲ ماه و ۲۹ روز بود. مهمترین وقایع زمان او توپ بستن مجلس شورای ملی است. ممتاز الدوله با یکدست لباس مندرس عملگی که باغبان پارک امین الدوله در اختیارش گذاشته بود بطور ناشناس از باغ خارج گردید و سپس در خانه یکی از آشنایان خود مخفی شد.
برگزیده وجداشده، دارای برتری ومزیت
( اسم ) ۱ - برگزیده منتخب ۲ - دارای مزیت برجسته: [... بوزجانی... کریم عهد خویش و ممتاز از جمله اکفا و اقران... ] ( سلجوقنامه ظهیری. چا. خاور. ۱۸ )
مولوی سید امان علی فرزند سید برکت علی نبیره مولوی سراج الدین احمد از شاعران قرن سیزدهم مقیم شهرک فرید پور هند است. در مدرسه دار الاماره کلکته تحصیل کرد. از اوست.

فرهنگ اسم ها

اسم: ممتاز (دختر) (عربی) (تلفظ: momtāz) (فارسی: ممتاز) (انگلیسی: momtaz)
معنی: برتر، برجسته، عالی، خوب، برگزیده، دارای امتیاز، مرغوب، مشخص، جدا، متمایز، ( در قدیم ) مشهور

فرهنگستان زبان و ادب

{top-rated, top-grade} [گردشگری و جهانگردی] درجه ای که نشان دهندۀ بهترین کیفیت است

جملاتی از کلمه ممتاز

سالها با اهل دل همراز بود در مقام جان ودل ممتاز بود
ز دیگر بوستان‌ها، این گلستان بود ممتاز، چون یوسف ز اخوان
بود یک تن ازان میان ممتاز پای تا سر همه کرشمه و ناز
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم