معدنی

لغت نامه دهخدا

معدنی. [ م َ دَ / دِ ] ( ص نسبی ) کانی. ( ناظم الاطباء ). منسوب به معدن. کانی: آبهای معدنی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): کار سنگ معدنی دارد که اگرچه در صمیم حال از مشاهده عین آفتاب محجوب است اما اثر نور جهانتاب را قابل می باشد. ( منشآت خاقانی چ محمد روشن ص 266 ). || در بیت ذیل به معنی تباری و ذاتی و گوهری و آخشیجی آمده است:
نیک نظر کن که ترا بخت نیک
مادرزادی بود و معدنی.ناصرخسرو ( دیوان ص 434 ). || نام جامه ای است سرخ رنگ. ( غیاث ) ( آنندراج ).
- اطلس معدنی؛ قسمی اطلس. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به معدن کانی. یا معدنیها. ( جمع معدنی ) کانیها.

ویکی واژه

minerale

جمله سازی با معدنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چون به پاکیست فرق این که و مه معدنی از نبات و حیوان به

💡 از من چو آفتاب نظر منقطع مکن کز هیچ معدنی به تو این زر نمی‌رسد

💡 پر شد وثاق صادر و وارد به عهد تو از در معدنی و ز دیبای ششتری

💡 نباشدش سخنی کش توان به کاغذ برد برو که خواجه گهرهای معدنی دارد

💡 شنیدستم که اندر معدنی تنگ سخن گفتند با هم، گوهر و سنگ

💡 نخست از زمین معدنی خاست پاک برافراخت پس رستنی سر ز خاک

💡 این منطقه به دلیل داشتن ذخایر عظیم و غنی از منابع معدنی، پتانسیل بسیار بالایی برای جذب سرمایه‌گذاری‌های بزرگ صنعتی و توسعه اقتصادی در آینده دارد.

💡 دولت برای توسعه صنایع سنگین، برنامه‌های گسترده‌ای را جهت استخراج مواد معدنی و استفاده از ظرفیت‌های نهفته در لایه‌های زیرزمینی این کشور تدوین کرده است.

💡 شرکت‌های بزرگ معدنی با استفاده از تکنولوژی‌های نوین استخراج، تلاش می‌کنند تا آسیب‌های زیست‌محیطی ناشی از فعالیت‌های خود را در مناطق معدنی به حداقل برسانند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران