مطب. [ م َ طَ ] ( ع اِ ) جائی که طبیب در آن نشیند و معالجه مریضان نماید. ( از غیاث ) ( از آنندراج ). آنجا که طبیب نشیند آماده طبابت بیماران را. محکمه. درمانگاه. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). فرهنگستان ایران «پزشک خانه » را بجای این کلمه برگزیده است. و رجوع به واژه های نو فرهنگستان ایران شود.
(مَ طَ بّ ) [ ع. ] (اِ. ) درمانگاه، جای طبابت.
جای طبابت کردن، درمانگاه.
جای طبابت کردن، درمانگاه
( اسم ) جایی که طبیب در آن بمعاینه و مداوای بیماران پردازد محکمه کلینیک.
ambulatorio
درمانگاه، جای طبابت.
💡 یارا تو همه انسی و آهو همه وحشت باری بده انصاف تو مطبوعتری یا
💡 نه عجب طبع فروغی به تو گر شد مایل زان که در خیل بتان از همه مطبوعتری
💡 ایا مه فلک سروری که امر توراست فلک مطبع و قضا تابع و قدر منقاد
💡 عاشق صورت مطبوع تو را نیست خبر کز چه آب است و چه گِل صورت خوبان چگل
💡 حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد صید آن شاهد مطبوع شمایل باشی