مضار. [ م َ ضارر ] ( ع اِ ) ج ِ مضرة. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بمعنی گزند و نقصان است. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ): با خود گفتم ای نفس میان منافع و مضار خویش فرق نمی کنی. ( کلیله چ مینوی ص 45 ).
قدرتت چون زبون نواز شود
صولتت چون رود به دفع مضار.وحشی ( دیوان ص 202 ).
(مَ رّ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ مضرت.
= مضرت
جمع مضرت
( اسم ) جمع مضرت: ۱ - زیانها ۲ - گزندها. یا دفع مضار. ازبین بردن مضرات و گزندها: قدرتت چون زبون نواز شود صولتت چون رود بدفع مضار... ( وحشی. )
[ویکی الکتاب] معنی مُضَارٍّ: زیانبار(از مصدر مضارة است که به معنای ضرر رساندن به غیر است)
ریشه کلمه:
ضرر (۷۴ بار)
جِ مضرت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زمانه مرد مصاف است و من ز ساده دلی کنم بجوشن تدبیر وهم دفع مضار
💡 گشاده شد و بسته در پیش عزمم طریق مضار و سبیل منافع
💡 خدمتش مایه اقبال و بهی باشد همتش دافع آفات و مضار آید
💡 این دوره چه گویم، که مضارش چقدر بود؟ دیدی چه خبر بود
💡 قدرتت چون زبون نواز شده صولتت چون رود به دفع مضار