مصارع

لغت نامه دهخدا

مصارع. [ م َ رِ] ( ع اِ ) ج ِ مَصْرَع. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). جای افکندن ها و کُشتی جای ها. ( از منتهی الارب ). کُشتی گاهها. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به مَصْرَع شود.
مصارع. [ م ُ رِ ] ( ع ص ) کشتی گیرنده. ( آنندراج ). کشتی گیر. ( ناظم الاطباء ): سلطان ملکشاه... که پادشاه بود همت او بر کشتی گرفتن و مشت زدن و تربیت بطالان و مصارعان و زورآزمایان مقصور. ( المضاف الی بدایع الازمان ص 29 ).

فرهنگ معین

(مَ رِ ) [ ع. ] (اِ. ) ج. مَصرع. مهلکه ها، جای بر زمین افکندن.

فرهنگ فارسی

کشتی گیرنده، کشتی گیر

ویکی واژه

مَصر
مهلکه‌ها، جای بر زمین افکندن.

جمله سازی با مصارع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این قطعه از حشو مصارع ثانی قصیده بیرون میآید و از نقطه خالیست

💡 با بنده مصارع بود امروز و تو دانی کش چرخ بلند از یک آسیب صریع است

💡 قال النّبیّ (ص): «صنائع المعروف تقی مصارع السّوء، و اهل المعروف فی الدّنیا هم اهل المعروف فی الآخرة».

افتخار یعنی چه؟
افتخار یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز