لغت نامه دهخدا
مصادیق. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ مِصداق. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به مصداق شود.
مصادیق. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ مِصداق. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به مصداق شود.
(مَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ مصداق.
( اسم ) جمع مصداق. توضیح در قوامیس معتبر یاد نشده.
جِ مصداق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این کارگروه دارای فصلنامه ای علمی - تخصصی با صاحب امتیازی صندوق اعتباری هنر میباشد. مدیر مسوول این مجله ریاست صندوق اعتباری هنر بوده و با سردبیری مهدی تاجیک و مدیریت اجرایی هوتن دولتی منتشر میشود. این مجله در هر شماره به یکی از مصادیق تعریفی شده در خصوص اقتصاد خلاق میپردازد.
💡 در روز محاکمه، ۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، جمعی از اعضای کانون به نشانه اعتراض در مقابل دادگاه انقلاب تجمع کردند. در این جلسه، اتهامهایی همچون: «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» مطرح شد که مصادیق آن را کتابهای کانون نویسندگان، از جمله، کتاب «پنجاه سال کانون نویسندگان ایران»، بیانیههای کانون نویسندگان و نیز یادداشتها و مطالب منتشر شده در صفحات شخصی بکتاش دانسته بودند.
💡 (الف) آیا در اثر مزبور، میزان متوسطی از استانداردهای اخلاقی جامعه معاصر، به عنوان یک کل در نظر گرفته شدهاست، یا اینکه تنها مصادیق هرزگی درخواست مورد علاقهٔ اثر است؟