مشابه

واژه مشابه در زبان فارسی به معنای شباهت یا همانند است و قابلیت استفاده در جملات گوناگون را دارد. زمانی که بیان می‌شود دو چیز دارای شباهت هستند، به این معناست که آن دو چیز به یکدیگر شبیه یا مشابه‌اند. بنابراین، واژه «شباهت» در زبان فارسی به معنای مشابه بودن یا شبیه بودن است. در این آموزش، قصد داریم کلمات هم‌خانواده با شباهت را به شما معرفی کنیم. اما پیش از آن، لازم است که با مفهوم هم‌خانواده و ویژگی‌های آن آشنا شویم. کلمات هم‌خانواده شباهت سه ویژگی مشترک دارند: اولاً، همگی از ریشه شبه نشأت می‌گیرند؛ ثانیاً، حروف ش، ب و ه در آن‌ها به ترتیب قرار گرفته‌اند؛ و ثالثاً، این کلمات از نظر معنایی ارتباط نزدیکی با مفهوم شباهت دارند. این کلمات شامل شبه، اشباه، شبیه، مشابه، تشابه، تشبیه، مشبه و اشتباه می‌باشند.

لغت نامه دهخدا

مشابه. [ م َ ب ِه ْ ] ( ع اِ ) ج ِ شَبَه به معنی مانند. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). ج ِ شِبه و شَبَه، به معنی مثل بر غیر قیاس، مانند حسن و محاسن. ( از اقرب الموارد ). به معنی اَشْباه است و گویند جمعی است که مفرد ندارد. یقال: فیه مشابه من فلان؛ ای اشباه. ( از ذیل اقرب الموارد ). و رجوع به شبه شود.
مشابه. [ م ُ ب ِه ْ ] ( ع ص ) مانند. ( آنندراج ). مانند. مثل. شبیه. هامل و برابر. یکسان. ( از ناظم الاطباء ). مانند. ماننده. مشاکل. مماثل. همانند.شبه. شبیه. مضارع. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): بسبب آن که بعضی از افاعیل این بحور مشابه بعض در وزن، و مخالف در ترکیب، نام دایره آن دایره مشتبهه کردند. ( المعجم چ دانشگاه تهران صص 71-72 ).

فرهنگ معین

(مُ بِ ) [ ع. ] (اِفا. ) مثل و مانند، دارای شباهت.

فرهنگ عمید

چیزی که شبیه چیز دیگر باشد، مانند، همانند.

فرهنگ فارسی

مانند، همانند، چیزی که شبیه چیزدیگرباشد، جمع شبه
(اسم ) شباهت دارنده همانند مانند: بسبب آنکه بعضی از افاعیل این بحور مشابه بعضی در وزن ومخالف در ترکیب بنام دایر. آن دایر. مشتبهه کردند.

جملاتی از کلمه مشابه

بامیدی که بابروت مشابه گردد ز ریاضت شده چون موی میانت مه نو
مشابه بود با تو بال چندان که نتوان فرق کرد از هر دو آسا ن