لغت نامه دهخدا
مستغفر. [ م ُ ت َ ف ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استغفار. آمرزش خواهنده. ( دهار ) ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به استغفار شود.
مستغفر. [ م ُ ت َ ف ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استغفار. آمرزش خواهنده. ( دهار ) ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به استغفار شود.
(مُ تَ فِ ) [ ع. ] (اِفا. ) آمرزش خواه.
آمرزش خواهنده، کسی که استغفارمیکند
( اسم ) آمرزش خواهنده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جرم مستغفر بسی از طاعت معجب به است گرچه اندر شرع نبود ذنب از استغفار به
💡 سجود کردم و مستغفرانه نالیدم بدید اشک مرا در فغان و پردردی
💡 اقتدار توبه و اشگ سحرگاهیش ده تا کند در جنب «هم مستغفرین » جا ساخته
💡 خطیب رحم تو گوید دعای مستغفر طبیب مهر تو داند دوای استغفار
💡 هرکه مستغفر بود اندر گناه حق ز نارِ دوزخش دارد نگاه
💡 زفیر جهنّم. حطّی حطّت الخطایا عن المستغفرین کلمن کلام اللَّه لا مبدّل لکلماته.