مستطیع

لغت نامه دهخدا

مستطیع. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استطاعة. صاحب استطاعت و صاحب قدرت. ( غیاث ) ( آنندراج ). قادر. توانا. توانگر. باتوان. رجوع به استطاعة شود. || واجب الحج. آنکه مال و توانائی وی به حدی باشد که حجةالاسلام بر او واجب شود. رجوع به حج شود.

فرهنگ معین

(مُ تَ ) [ ع. ] (اِفا. ) توانگر، کسی که استطاعت و توانایی دارد.

فرهنگ عمید

توانگر، کسی که استطاعت و توانایی دارد.

فرهنگ فارسی

توانگر، کسی که استطاعت وتوانایی دارد
( اسم ) ۱- آنکه دارای استطاعت وتوانایی است. ۲ - متمول.۳- آنکه مالش بحد نصاب حج بیت الله رسیده.

جمله سازی با مستطیع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر که شد مستطیع فضل و هنر رفتن هند واجبست او را

💡 مستطیع کعبة اخلاص گشتن مشکل است دل درین ره تکیه بر زاد توکّل کرد و رفت

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز