مزیده

لغت نامه دهخدا

مزیده. [ م َ دَ / دِ ] ( ن مف ) مزه کرده شده. چشیده شده. || مکیده شده. و رجوع به مزیدن شود.
مزیده. [ م َ دَ / دِ ]( اِ ) بازیی باشد که آن را مَزاد و خربنده گویند. و بازی خیز بگیر را نیز گویند. مژیده. ( برهان ) ( آنندراج ). نوعی از بازی. ( ناظم الاطباء ). خربازان. و رجوع به مزاد و خربنده و خیزبگیر و مژیده و خربازان شود.

فرهنگ معین

(مَ دِ یا دَ ) (اِمف. ) ۱ - مزه کرده شده. ۲ - مکیده شده.

جمله سازی با مزیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای آفتاب طفلی در سایهٔ جمالت شیر و شکر مزیده از چشمهٔ زلالت

💡 نخوردست جز شیر و کاک جوین نه سرکه مزیده نه سرکنگبین

💡 جز من که ز اندیشهٔ لعلت مزم انگشت ناخورده عسل کس سر انگشت مزیده

💡 آید هنوزشان ز لب لعل بوی شیر شیرین لبان نه شیر که شکر مزیده‌اند

💡 در کعبه کرده عید و ز زمزم مزیده آب چون نیشکر چگونه مزم آتش ترش

💡 لبت را هر که چون شگر مزیده است یقین میدان که عمرش پر مزید است

پوسی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز