مر سام
ویکی واژه
مرسام
لقبی که در آغاز حضور سام یا سام نریمان به هنگام جوانی در شاهنامه اطلاق میگردد. نگه کن که مر سام را روزگار/ چه بازی نمود ای پسر گوشدار «فردوسی»
جمله سازی با مر سام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گر مرا عمر سام و نوح بُوَد ور بقایم چو نفس و روح بُوَد
💡 چو مر سام را دید بر پای جست رکابش ببوسید و بگرفت دست
💡 هر آنچ از ره آورد بد نام را سراسر ببخشید مر سام را
💡 به ناکام مر سام چرمه براند ز ره چرمه خویش یک سو جهاند
💡 بیاورد مر سام را برنشاند چو باران گهر بر سرش برفشاند
💡 چو دیدند مر سام را دردناک فتادند از اسب بر روی خاک