مدهش. [ م ُ هَِ ] ( ع ص ) درحیرت افکننده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). دهشت آورنده. آشفته کننده. سرگردان نماینده. بی هوش کننده. ( ناظم الاطباء ). هولناک. مایه حیرت. ترسناک. نعت فاعلی است از ادهاش. رجوع به ادهاش شود.
مدهش.[ م ُ دَهَْ هَِ ] ( ع ص ) مُدهِش. ( ناظم الاطباء ). نعت فاعلی است از تدهیش. رجوع به مُدْهِش و تدهیش شود.
(مُ هِ ) [ ع. ] (اِفا. ) وحشت آور، هراسناک.
چیزی که باعث سرگشتگی و حیرت می شود، دهشت آور، حیرت انگیز.
دهشت آور، حیرت انگیز، چیزی که باعث سرگشتگی وحیرت بشود
( اسم ) در دهشت اندازنده دهشت آور حیرت آور.
💡 مدهش پند که بر بدمنشان پند هباست «پند سعدی که کلید در گنج سعداست»
💡 مدهش دل، که پهلوان گردد تو شوی پیر و او جوان گردد
💡 غیر ترسم بر افسر هنر خویش کند فرصت صحبت وی بار خدایا مدهش
💡 ز انقلابات مدهش خونین عامه برد آبروی دولت و دین
💡 پند مدهشان که پند ضایع گردد خار نپوشد کسی به زیر خزولاد