مدعو
واژۀ مدعو صفتی است که از ریشۀ «د ع و» در زبان عربی مشتق شده و در متون فارسی با کاربرد گسترده ای پذیرفته شده است. این واژه به معنی کسی است که برای کاری یا به مکانی فراخوانده شده باشد. در مفهوم اصلی و متداول، به شخصی اطلاق میشود که برای شرکت در محفلی، به ویژه مهمانی یا ضیافتی، دعوت شده باشد. بنابراین، این واژه مترادف با واژههایی چون مهمان، طلبیدهشده و دعوتشده به کار میرود و بیانگر وضعیت فردی است که دیگری او را برای حضور در جمعی طلبیده است.
در حوزههای ادبی و رسمی، این واژه دامنهای فراتر از مفهوم مهمانی پیدا میکند و به معنای نامیدهشده یا موسوم نیز به کار میرود. در این کاربرد، مدعو اشاره به کسی یا چیزی دارد که به نام یا عنوان خاصی خوانده میشود. این استفاده نشان از ظرفیت بالای زبان فارسی در جذب واژگان عربی و به کارگیری آن در بافتهای معنایی متنوع دارد و بر غنای ادبی و دقّت بیان میافزاید.
مترادفها
مهمان، دعوتشده
متضادها
دعوتکننده
لغت نامه دهخدا
مدعو. [ م َ ع ُوو ] ( ع ص ) خواهانی نموده شده. خوانده شده.( آنندراج ). دعوت شده. طلبیده. مهمان و کسی که آن را برای اطعام خوانده باشند. || نامیده شده. نام برده شده. ( ناظم الاطباء ). موسوم. ( یادداشت مؤلف ).
- مدعو به؛ موسوم به. ملقب به.
فرهنگ معین
(مَ عُ وّ ) [ ع. ] (اِمف. ) دعوت شده، خوانده شده.
فرهنگ عمید
دعوت شده، خوانده شده.
فرهنگ فارسی
دعوت شده، خوانده شده
( اسم ) خوانده شده دعوت شده جمع: مدعوین. توضیح مدعو اسم مفعول از دعا ید عود عوه است و بجای حمل. متداول امروز نزد فلانی موعود هستم باید گفت: مدعو هستم ) یعنی بانجا خوانده شدهام ودعوت دارم.
ویکی واژه
invitato
دعوت شده، خوانده شده.
جمله سازی با مدعو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و قال ابن عباس: سمّاهم مکرمین لانّهم جاءوا غیر مدعوّین. و فی الخبر عن النبی (ص) قال: من کان یؤمن باللّه و الیوم الآخر فلیکرم ضیفه.