لغت نامه دهخدا
مخدوش. [ م َ ] ( ع ص ) خراشیده شده و خراش داشته شده. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
مخدوش. [ م َ ] ( ع ص ) خراشیده شده و خراش داشته شده. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
(مَ ) [ ع. ] (اِمف. ) خراشیده شده، خدشه دار شده.
۱. خراشیده شده، خدشه دار.
۲. [مجاز] معیوب، نامنسجم.
خراشیده شده، خدشه دار
(اسم ) ۱- خراشیده شده خراش برداشته. ۲ - وسوسه کرده شده. ۳ - تصرف شده ( جملات و عبارات یک نوشته ).
خراشیده شده، خدشه دار شده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من سعی میکنم فراموش نکنم مستندی به کارگردانی و نویسندگی پگاه آهنگرانی است که به اعدامهای دهه شصت ایران میپردازد و جهان از دیدگاه یک دختر هفت ساله با تعدادی عکس مخدوش شده و چند ویدئوی کهنه روایت میشود.
💡 مطهری ضمن اشاره به جایگاه مهم سازمان روحانیت و برخی امتیازات آن بر وجود پارهای نواقص و ضرورت اصلاح آن تأکید میورزد.. وی از جمله مهمترین نقاط ضعف سازمان روحانیت را نحوه تأمین بودجه آن میداند که بهطور مستقیم توسط مردم در قالب ارائه وجوهات صورت میگیرد. به اعتقاد وی این مسئله با وجود برخی امتیازات، دارای این اشکال است که آزادی و حریّت عقیده روحانیت را در برابر مردم مخدوش میسازد،
💡 علیرغم نقش برجسته اش در ارتش امپراتوری روسیه، سرانجام در جنگ داخلی روسیه جانب بلشویکها را گرفته و در پایهریزی سازمان ارتش سرخ کمک کرد؛ عملی که اعتبار و آبروی وی را در میان سلطنت طلبان روس و غربیها مخدوش نمود.
💡 دادگستری استان تهران هک سامانههای مربوط به قوه قضاییه را تکذیب کرد و اسناد منتشرشده را مخدوش و غیرقابل استناد خواند. در واکنش، این گروه تصویری با عنوان «قدمزدن» در سامانه مدیریت پروندههای قضایی منتشر کرد. همچنین برخی از افراد و چهرههایی که پرونده آنها در میان اسناد منتشرشده در وبسایت قرار دارد، صحت این اطلاعات را تأیید کردهاند.