مختصرا
مترادفها
خلاصه، اجمالی، کوتاه
متضادها
مفصلاً
لغت نامه دهخدا
( مختصراً ) مختصراً. [ م ُ ت َ ص َ رَن ْ ] ( ع ق ) بطور کوتاهی کلام و اختصار. ( ناظم الاطباء ). خلاصه.
فرهنگ فارسی
بطور اختصار باختصار.
جمله سازی با مختصرا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یقین من تو شناسی ز شک مختصران که علم توست شناسای ربنا ارنا
💡 نان جو خورده همچو مختصران پس کشیده ز حلم بارِ گران
💡 خاقانی ازین مختصران دست بدار در کار شگرف همتی دست برآر
💡 نه آن کسم که درین دامگاه دیو و ستور چو عقل مختصران تخم کاهلی کارم
💡 مردمان را هوس بسی به سر است هوس من بدین دو مختصراست
💡 مدیر پروژه در پایان جلسه، تمام موضوعات بحث شده را مختصرا خلاصه کرد تا همه شرکتکنندگان از نتایج نهایی و تصمیمات گرفته شده کاملاً مطلع شوند.
💡 او سعی کرد داستان زندگی پرفراز و نشیب خود را مختصرا تعریف کند تا وقتِ سایر حاضرین در آن مراسم رسمی تلف نشود.
💡 اگر بخواهم مسئله را مختصرا توضیح دهم، باید بگویم که دلیل اصلی شکست این طرح، کمبود منابع مالی و مدیریت ضعیف بود.