محصص
مترادفها
اختصاصی، ویژه، معین
لغت نامه دهخدا
محصص. [ م ُ ح َص ْ ص َ ] ( ع ص ) هویدا. ( ازمنتهی الارب ). آشکار. || بهره بهره گردیده.حصه حصه شده. || به عهده کسی گذاشته شده.حواله شده. ( سازمان اداری حکومت صفوی ص 141 ). || ( اِ ) سهم و حصه مقرر شده. سهمیه معین شده.
- دفتر محصص؛ دفتر سهمیه: بعداز آن به موجب بروات مهر وزیر و کلانتر و مستوفی متوجهات دیوانی هر یک از دفتر حواله و محصص کلانتر موافق بنیچه فیمابین هر صنف توجیه و محصلان دیوانی از آن قرار بازیافت مینمایند. ( تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص 47 ).
فرهنگ معین
(مُ حَ صِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) آشکار، ظاهر.
جمله سازی با محصص
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به گفته نیکزاد نجومی، به عبارت دیگر، «اردشیر محصص نگاهی رئالیستی نسبت به جهان داشت که این نگاه واقع بینانه، همانطور که از اول هم گفتید، تضادها را روبروی هم قرار میدهد. مسئلهٔ اصلی آثار او هم مبارزه با قدرت است؛ ولی این بریدن پاها، دستها سر و غیره، مقدار زیادی تحت تأثیر نقاشیهای قهوهخانهاست و نقاشیهای مذهبی.»
💡 اردشیر محصص (زاده ۱۸ شهریور ۱۳۱۷ در گیلان – درگذشته ۱۸ مهر ۱۳۸۷ در نیویورک)، طراح، کاریکاتوریست و نقاش ایرانی بود.
💡 طرحهای محصص زوایایی از جامعه را نشان میدهد، ورای ظاهر آن با خطوط لرزان، صاف و گاه هندسی.
💡 محصص خود دربارهٔ کارهایش میگوید: «من آنچه را میبینم میکشم؛ به نظر من کاریکاتورها اسناد یک عصرند؛ همچنان که مدارک رسمی، اعلامیههای دولتی و گزارشهای پارلمانی نیز چنین هستند.»