واژه متیقن به معنای به یقین دانسته و بیگمان دانسته است. این کلمه به حالتی اشاره دارد که در آن فرد یا موضوعی به طور قطعی و بدون شک و تردید شناخته شده است.
همچنین، متیقن به معنای محقق و بیشبهه نیز به کار میرود و به اطلاعات یا دانشی اشاره دارد که به طور کامل تأیید شده و قابل اعتماد است.
این واژه معمولا در مباحث علمی، فلسفی و دینی به کار میرود تا تأکید بر صحت و اعتبار یک ادعا یا واقعیت داشته باشد.
متیقن. [ م ُ ت َ ی َق ْ ق ِ ] ( ع ص ) بیگمان داننده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
- متیقن گردیدن؛ متیقن گشتن. به یقین دانستن چیزی: رنگ از رخ پریده متیقن به قتل خود گردید. ( مجمل التواریخ گلستانه، ص 271 ).
|| بی گمان دانسته شده. یقین و بی شبهه و بیگمان و محقق و ثابت. و رجوع به تیقن شود. || تفتیش کننده و تفحص کننده. ( ناظم الاطباء ).
متیقن. [ م ُ ت َ ی َق ْ ق َ ] ( ع ص ) بی گمان و به یقین دانسته. یقین و بر کنار از شبهه و گمان و تردید.
- قدر متیقن؛ آنچه بر آن یقین باشد. آنچه به یقین در تمام اقوال و عقاید و مفاهیم مختلف وجود دارد. قدر مسلم چنانکه در مشکوک بودن حکمی نسبت به موضوعی میان حرمت و وجوب، وجود حکم نسبت به آن موضوع قدر متیقن است ولی وجوب یا حرمت آن مورد شک و خلاف است. ( از فرهنگ فارسی معین ).
(مُ تَ یَ قِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) محقق، بی شبهه و گمان.
(مُ تَ یَ قَّ ) [ ع. ] (اِمف. ) ۱ - به یقین دانسته، بی گمان دانسته. ۲ - یقین، بی شبهه.
به یقین دانسته شده، بی گمان دانسته، محقَّق.
۱ - ( اسم ) بیقین دانسته بی گمان دانسته. ۲ - یقین بی شبهه. یا قدر متیقن. مقداری که بر آن یقین باشد آنچه بیقین در تمام مفاهیم و اقوال و عقاید مختلف وجود دارد قدر مسلم ( چنانکه در مورد مشکوک بودن حکمی نسبت بموضوعی میان حرمت و وجوب وجود حکم نسبت بان موضوع قدر متیقن است ولی وجوب یا حرمت آن مورد شک و خلاف است )
[ویکی فقه] متیقِّن، متعلق یقین می باشد. و در اصول فقه کاربرد دارد.
متیقِّن، به چیزی می گویند که یقین به آن تعلق می گیرد (متعلق یقین)، خواه حکم باشد یا موضوع، امر وجودی باشد یا عدمی، کلی باشد یا جزئی، مانند:حیات زید، یا وجوب نماز جمعه در عصر حضور معصوم.(علیه السلام)
کاربرد اصولی
از جاهایی که از متیقن سخن به میان می آید، بحث استصحاب و قاعده یقین است.