متناهی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) به پایان رسنده و بمنتها رسنده. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || بپایان رسیده. و تمام کرده. ( ناظم الاطباء ). || محدود. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). آنچه حد و نهایتش معلوم شده باشد. و رجوع به تناهی شود.
- متناهی بودن؛ محدود بودن: پیدا کردن حال متناهی بودن هر چه در پیشی و سپسی هست و متناهی بودن علتهای خاص... ( دانشنامه ص 58 ).
- نامتناهی؛ بی انتها. بی پایان.نامحدود. مقابل متناهی:
آنجا که بحر نامتناهی است موج زن
شاید که شبنمی نکند قصد آشنا.عطار.و رجوع به همین کلمه شود.
|| پرداخته شده. ( ناظم الاطباء ). || رساننده خبر. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). || خبر رسیده. ( ناظم الاطباء ). || آب که در حوض بازایستد و آرمد. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). آب ایستاده و آرمیده. || دوراندیش و زیرک و هوشیار و بافرست. ( ناظم الاطباء ). || بازداشته شده از منکر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || یکدیگر را بازدارنده و منعکننده. ( ناظم الاطباء ). یکدیگر را بازدارنده. ( آنندراج ). و رجوع به تناهی شود.
(مُ تَ ) [ ع. ] (اِفا. ) به پایان رسیده، آنچه انتها و پایان داشته باشد.
۱. آنچه آخر داشته باشد و به انتها برسد.
۲. [قدیمی] به پایان رسیده.
بپایان رسیده، آنچه که آخرداشته باشدوبانتهابرسد
( اسم ) ۱ - آنچه که پایان دارد بپایان رسنده. ۲ - محدود. یا متناهی بودن. محدود بودن: پیدا کردن حال متناهی بودن هر چه در پیشی و سپسی هست و متناهی بودن علتهای خاص...
مُتَناهی (finite)
صفت مجموعه ای با تعداد محدودی عضو. همچنین، این اصطلاح را به کمیتی اطلاق می کنند که مقدارش بی نهایت نباشد.
💡 عقل چون خیمه فکر از دو جهان بیرون زد عشق را بادیه نامتناهی دانست
💡 که عدد یک جزء اعداد اول نیست پس به تناقض میرسیم و فرض خلف باطل است. اعداد اول نامتناهی هستند.
💡 بحر: مقام ذات و صفات بینهایت حق است، که تمامی موجودات به مثال امواج این دریای نامتناهی هستند.
💡 «آن» حد دو زمان گذشته و آینده است. نسبت «آن» به زمان مانند نسبت نقطه به خط نامتناهی است و نسبت واحد به عدد.
💡 اتوماتون متناهی قطعی کلاسیک را با دادن جدول انتقال حالت زیر در نظر بگیرید
💡 اگرچه این تحقیق بهطور قطعی وجود تعداد نامتناهی اعداد اول دوقلو را نشان نمیدهد، اما گام مهمی برای اثبات این مسئله محسوب میشود.