متراکم

لغت نامه دهخدا

متراکم. [ م ُ ت َ ک ِ ] ( ع ص ) گردآینده و بر هم نشیننده. ( آنندراج ). بر هم نشیننده و گردآینده. ( غیاث ). || گردآمده و برروی هم نشسته. ( ناظم الاطباء ). برروی یکدیگر گرد شده. ( یاد داشت به خط مرحوم دهخدا ). || کنایه از هجوم و انبوهی کننده. ( غیاث ). هجوم کننده و انبوهی نماینده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تراکم شود.
- متراکم شدن؛ گرد آمده شدن به روی هم و یک جا جمع شدن و به روی هم افتادن. ( ناظم الاطباء ). بر روی یکدیگر گرد آمدن. بر یکدیگر انباشته شدن چیزی یا امری.

فرهنگ معین

(مُ تَ کِ ) [ ع. ] (اِفا. ) انبوه شده، روی هم جمع شده.

فرهنگ عمید

روی هم جمع شده، انبوه، فشرده.

فرهنگ فارسی

برهم نشسته، رویهم جمع شده، انبوه
(اسم ) بر هم نشیننده روی هم جمع شده گرد آینده.

فرهنگستان زبان و ادب

{compressed} [فیزیک] ویژگی جسمی که حجم آن براثر فشار کاهش یافته باشد

جمله سازی با متراکم

💡 موناکو همچنین از نظر تراکم جمعیت در رده اول کشورهای متراکم قرار دارد. زبان مردم موناکو از شاخه زبان لیگوری است و گویش‌های اینتملی و مونگاسک در موناکو رایج است. فرانسه حکم زبان رسمی را دارد.

💡 از بس متراکم به زمین برف گران سنگ گوییش که خواهد که بپاشد ز هم اجزا

💡 کثرت و اختلاف صور امواج بحر را متکثر نگرداند، مسما را من کل الوجوه متعدد نکند، دریا نفس زند بخار گویند، متراکم شود ابر خوانند، فرو چکیدن گیرد باران نام نهند،‌جمع شود و بدریا پیوندد،‌همان دریا خوانند که بود.

💡 ویژگی‌ها: این ابرها پنبه‌ای شکل هستند و متراکم؛ آنها ظاهری پف کرده دارند.

💡 مجال جنبش از هیچ سو نداشت نسیم ز بس هوا متراکم ز بانگ واویلاه

💡 هوا چو شعله برافروختست و بر ز برش به روی هم متراکم سحاب همچو دخان

نام اور یعنی چه؟
نام اور یعنی چه؟
آجودان یعنی چه؟
آجودان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز