ماهیانه

یک واژهٔ مرکب و صفت نسبی است که به پرداخت‌ها یا مقررّی‌های دوره‌ای اشاره دارد که به‌طور منظم در فواصل زمانی ماهیانه انجام می‌شود. این اصطلاح معمولاً برای بیان حقوق، دستمزد یا کمک‌هزینه‌هایی به کار می‌رود که در ازای خدمت یا به‌عنوان مستمری، هر ماه به فردی پرداخت می‌گردد. ماهیانه در معنایی مشابه با واژه‌هایی همچون «شهریه»، «مشاهره» و «مقرری» به کار می‌رود و بر تداوم و تکرار این پرداخت در هر ماه تأکید دارد.

در متون ادبی و تاریخی فارسی نیز این واژه با شکل‌های گوناگونی مانند «ماهوار»، «ماهواره»، «مهواره» و «سرماهی» ثبت شده که همگی بیانگر مفهوم مکرر ماه‌به‌ماه هستند. این چرخهٔ پرداخت‌های منظم، مشابه اصطلاح «سالیانه» است که به امر تکراری در پایان هر سال اشاره دارد؛ با این تفاوت که دورهٔ تناوب در ماهیانه، کوتاه‌تر و بر اساس ماه است.

امروزه این واژه در زبان رسمی و اداری ایران به‌طور گسترده برای اشاره به حقوق ثابت کارمندان، کمک‌هزینه‌های تحصیلی، مستمری‌های بازنشستگی و دیگر مزایای نقدیِ تکرارشونده به کار می‌رود. بنابراین ماهیانه در حوزه‌های مالی، اداری و حقوقی، اصطلاحی پذیرفته‌شده و پرکاربرد است که بر نظام پرداخت‌های دورهای و منظم در بازه‌های زمانی سی‌روزه دلالت دارد.

لغت نامه دهخدا

ماهیانه. [ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، اِ مرکب ) آنچه ماه در ماه در وجه مواجب و مقرری به کسی دهند همچو سالیانه که سال در سال میدهند. ( برهان ) ( آنندراج ). مشاهره. شهریه. آنچه ماه به ماه از مقرری و مواجب به کسی دهند. ( ناظم الاطباء ). آنچه در ماه برای کسی از مزد یا مواجب مقرر کرده اند. شهریه. مشاهره. ماهانه. ماهوار. ماهواره. مهواره. سرماهی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ):
به بازارگان گفت تا زنده ای
چنان دان که شاگرد را بنده ای
همان نیزهر ماهیانه دوبار
درم شصت گنجی برو برشمار.فردوسی.ذکر مال مشاهره به قم که آن را به اصطلاح اهل قم ماهیانه گویند. ( تاریخ قم ص 164 ). || نشریه ای که ماهی یک بار منتشر شود: مجله ماهیانه. ( ازیادداشت به خط مرحوم دهخدا ). ماهانه:
چگونه طبع توان کردن این جریده به وقت
که ماهیانه آن گشته سالیانه همی.ادیب الممالک.|| ( اِ مرکب ) به معنی ماهیابه. هم آمده است و آن نان خورشی باشد که از ماهی سازند. ( برهان ). خوردنیی که ماهیابه نیز گویند. ( ناظم الاطباء ). به این معنی ظاهراً مصحف «ماهیابه » است. ( حاشیه برهان چ معین ): صحناة. صحناء، ماهیانه. ( منتهی الارب ). و رجوع به ماهیابه شود.

فرهنگ عمید

= ماهانه

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به ماه: ۱- آنچه که ماهی یکبار صادر شود ماهانه: چگونه طبع توان کردن این جریده بوقت که ماهیان. آن گشته سالیانه همی. ( ادیب فراهانی. ۲ ) ۵٠۸- ( اسم ) مقرری و وظیفه ای که هر ماه یک بار بخدمتگزار و کارمند دهند ماهانه مشاهره شهریه.

جمله سازی با ماهیانه

💡 شیروانی بطانه می‌خواهد باغبان ماهیانه می‌خواهد

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
اعمال کردن یعنی چه؟
اعمال کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز