لغت نامه دهخدا
مادراندر. [ دَاَ دَ ] ( اِ مرکب ) به معنی زن پدر که مادر غیرحقیقی باشد. مادندر مخفف آن. ( آنندراج ). زن پدر. ( ناظم الاطباء ). مادرندر. مایندر. زن پدر. نامادری. مادندر.
مادراندر. [ دَاَ دَ ] ( اِ مرکب ) به معنی زن پدر که مادر غیرحقیقی باشد. مادندر مخفف آن. ( آنندراج ). زن پدر. ( ناظم الاطباء ). مادرندر. مایندر. زن پدر. نامادری. مادندر.
( ~. اَ دَ ) (اِ مر. ) = مادندر: نامادری.
= نامادر ی
( اسم ) زن پدر شخصی که مادر وی نباشد نامادری مادندر.
زن پدر، زن پدرغیرمادراصلی، نامادری، مادندر و مارندر و مایندر هم گفته شده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به دست و پای مادر اندر افتاد هزاران بوسه بر دستش همی داد
💡 پدروارش از مادر اندر پذیر وزین گاو نغزش بپرور به شیر
💡 نشانی شد اندر میان مهان نزاید چنو مادر اندر جهان
💡 صد پدر صد مادر اندر حلم ما هر نفس زاید در افتد در فنا
💡 چونکه از خود دور افکندت پدر مادر اندر شاشدان کردت مقر