مات‌کننده

مترادف‌ها

خیره‌کننده، مبهوت‌کننده، گیج‌کننده

فرهنگستان زبان و ادب

{flatting agent} [مهندسی بسپار علوم و فنّاورى رنگ] ماده ای که به پوش رنگ یا ورنی یا دیگر مواد پوششی افزوده می شود تا از برّاقیت فیلم (film ) خشک بکاهد

ویکی واژه

ماده‌ای که به پوش‌رنگ یا ورنی یا دیگر مواد پوششی افزوده می‌شود تا از برّاقیت فیلم (film) خشک بکاهد.

جمله سازی با مات‌کننده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عامل مات‌کننده انواع پلاستیک و پلیمر

💡 منظره‌ی کوه‌های پوشیده از برف در هنگام غروب خورشید، با رنگ‌های نارنجی و ارغوانی که در آسمان پخش شده بود، صحنه‌ای بسیار مات‌کننده و خیره‌کننده بود.

💡 هوش و ذکاوت فوق‌العاده‌ای که آن دانشمند جوان در حل این مسئله‌ی پیچیده ریاضی از خود نشان داد، برای تمام حاضران در سالن بسیار مات‌کننده بود.

💡 تغییر ناگهانی و مات‌کننده در نتایج اقتصادی کشور باعث شد تا سیاست‌گذاران مجبور شوند تمام برنامه‌های پیش‌بینی شده را از نو بازنگری کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران