ویکی واژه
موبدان
جمع کلمه موبد، طبقه یا قبیلهای که وظایف تشریفات دینی را در دربار، آتشکده و جامعه بر عهده داشتند؛ اما انتساب آنها به کیش زرتشت مورد تردید است. همه موبدان ز لشکر بخواند.....به خوبی چه مایه سخنها براند (شاهنامه)
موبدان
جمع کلمه موبد، طبقه یا قبیلهای که وظایف تشریفات دینی را در دربار، آتشکده و جامعه بر عهده داشتند؛ اما انتساب آنها به کیش زرتشت مورد تردید است. همه موبدان ز لشکر بخواند.....به خوبی چه مایه سخنها براند (شاهنامه)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شده انجمن بر سرش بخردان ستارهشناسان و هم مؤبدان
💡 نخست هیربد و مؤبدان که ایشان را بخوانده بر من و برمان برین و هورستار
💡 خردمند و بیدار و زیرک به نام از آن مؤبدان او زدی پیشگام
💡 همه مؤبدان سرفگنده نگون به دو نیمه دل دیدگان پر زخون
💡 سر مؤبدان گفت گفت کای شهریار شنو خواب خود را یکی گوش دار
💡 مؤبدان اندر یمین و در یسار مطربان در نغمه اندر هر کنار