لوامع. [ ل َ م ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِلامعة و لامع. اثرهای روشن و پرتوهای درخشان. ( غیاث ).صاحب کشاف اصطلاحات الفنون گوید: در اصطلاح صوفیه عبارت است از انوار ساطعه که لامع میشود به اهل رایات ازارباب نفوس ظاهره پس منعکس میشود از خیال به حس مشترک و مشاهده کرده میشود به حواس ظاهره. کذا فی لطائف اللغات. جرجانی آرد: انوار ساطعة تلمع لاهل البدایات من ارباب النفوس الضعیفة الظاهره فتنعکس من الخیال الی الحس المشترک فیصیر مشاهدة بالحواس الظاهرة فتری ان لهم انوارا کانوار الشهب و القمر و الشمس فیضی ماحولهم فهی اما عن غلبة انوار القهر و الوعید علی النفس فیضرب الی الحمرة و اما عن غلبة انوار اللطف و الوعد فیضرب الی الخضرة و النصوع. ( تعریفات ). ما ثبت من انوار التجلی و قتین و قریباً من ذلک. ( تعریفات ).
(لَ مِ ) [ ع. ] (ص. ) جِ لامعه، لامع، درخشنده ها، رخشان ها.
= لامعه
جمع لامعه
( صفت ) جمع لامع ولامعه: ۱- درخشنده ها رخشانها.۲- انوار ساطعه که لامع میشود باهل بدایات از ارباب نفوس طاهره و منعکس میگردد از خیال بحس مشترک. و بواسط. حواس ظاهره مشاهده میشود.
جِ لامعه، لامع؛ درخشندهها، رخشانها.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک ذره از لوامع نورت غزاله برد ک شمه از روایح خلقت غزال یافت
💡 یک لمعه از لوامع خورشید روی او بر ماه و بر ستاره و بر آسمان زده
💡 شنگی: احکام طوالع و لوامع انوار است، از حضرت اللّٰه تعالی و تقدس در ماده.
💡 نماز شام نه از پرتو لوامع مهر برنگ لاله بود ذیل چرخ ازرق فام
💡 کس ظلمت حادث بجان باز گدازد از نور قدم چونکه بتابید لوامع
💡 زان بادهکز لوامع آن تا به روز حشر اسرار آفرینش یک سر شد آشکار