واژه «لهراسپ» نام یکی از شخصیتهای مهم و اسطورهای در شاهنامه فردوسی است که به عنوان یکی از پادشاهان سلسله کیانی شناخته میشود و جایگاه ویژهای در روایتهای حماسی ایران باستان دارد. این نام به پادشاهی اشاره دارد که در منابع ادبی و اسطورهای، به عنوان فردی دادگر، دیندار و صاحب تدبیر معرفی شده است و نقش مهمی در انتقال قدرت در میان پادشاهان کیانی ایفا کرده است. هنگامی که از «لهراسپ» سخن گفته میشود، منظور یکی از شاهان اسطورهای ایران است که پس از دوران کیخسرو به پادشاهی رسید و در تاریخ اساطیری ایران جایگاه مهمی پیدا کرد. او در روایتهای حماسی به عنوان پدر گشتاسپ شناخته میشود که بعدها در پذیرش آیین زرتشت نقش مهمی داشت. لهراسپ در داستانهای شاهنامه فردوسی به عنوان پادشاهی معرفی شده است که پس از مدتی سلطنت، قدرت را به فرزند خود واگذار کرد و خود به عبادت و گوشهنشینی روی آورد. در برخی روایتها، او فردی دیندار و آرامطلب معرفی میشود که به جای جنگ و قدرتطلبی، به معنویت و پرستش گرایش داشت. همچنین در متون تاریخی و اسطورهای، نام او با مفاهیمی مانند عدالت، فرمانروایی و گذار از قدرت به زهد و عبادت همراه است. این شخصیت بخشی از روایتهای اسطورهای ایران باستان است که در شاهنامه به شکل داستانی و حماسی بیان شده است. بنابراین، «لهراسپ» به معنای نام یکی از پادشاهان اسطورهای سلسله کیانی در شاهنامه است که به عنوان پادشاهی دادگر و دیندار شناخته میشود و نقش مهمی در روایتهای حماسی ایران دارد.
لهراسپ
لغت نامه دهخدا
لهراسپ. [ ل ُ ] ( اِخ ) لهراسب. رجوع به لهراسب پادشاه کیانی شود.
فرهنگ فارسی
از پادشاهان کیانی و پدر کی گشتاسب از پشت کی پشین و از تخمه قباد است. کیخسرو تخت پادشاهی بدو بخشید. او سرانجام سلطنت به گشتاسب واگذار کرده و خود به آتشگاه نوبهار بلخ رفت و بعبادت پرداخت. چون زردشت دین خود را آورد او آنرا پذیرفت و همچنان بعبادت روزگار میگذرانید تا در یکی از هجومهای ارجاسب تورانی بدست او کشته شد. پادشاهی لهراسب صد و بیست سال بود.
فرهنگ اسم ها
اسم: لهراسپ (پسر) (فارسی)
معنی: صاحب اسب تندرو، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر اروندشاه از نژاد کیقباد پادشاه کیانی
دانشنامه آزاد فارسی
لُهراسپ
(اوستایی: اَئوروَتَسپَه) به معنی تیزاسپ، در شاهنامۀ فردوسی، پسر اورَند شاه، پسر کِی پَشین، پسر کِیقُباد و چهارمین فرمانروای کیانی. در زمان کِیخُسرو مأمور جنگ با آلان ها شد. کیخسرو در جریان روی گرداندن از امور سلطنت، تاج شاهی را بر سر لهراسپ نهاد. لهراسپ پس از غیبت کیخسرو بر تخت شاهی نشست و فرستادگانی به روم و چین و هند فرستاد و در بلخ شهرستانی پی افکند و آتشکدۀ آذَربُرزین مِهر را بنا کرد. او از دختر کاووس دو پسر یافت به نام های گَشتاسپ و زَریر. پس از درگیری با گشتاسپ سرانجام تاج و تخت شاهی را به او واگذاشت و خود در بلخ گوشه گزید و او با ظهور زَردُشت به آیین او گروید. چون گشتاسپ به زابُل رفت و لُهراسپ را با یارانی اندک در بلخ تنها گذاشت، اَرجاسپ پسر خود کَهرَم را برای گرفتن انتقام از لهراسپ به بلخ فرستاد. کهرم، او را کشت.
ویکی واژه
نام یکی از پادشاهان اسطورهای در شاهنامه
ممکن است لراسپ درستتر باشد و هـ میانی به سبب ورود به زبانهای دیگر از جمله زبان عربی اضافه شده باشد.
جمله سازی با لهراسپ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به لهراسپ گویم که نیم جهان تو داری به آرام و گنج مهان
💡 یکی روز لهراسپ در باغ بود که از گل فروزان همه راغ بود
💡 به بلخ اندرونست لهراسپ شاه نماندست از ایرانیان و سپاه
💡 دو جنگ گران کرد لهراسپ شاه به جنگ سوم شد گریزان سپاه
💡 گزین و مهین پور لهراسپ شاه خداوند جیش و نگهدار گاه