لنگر انداختن. [ ل َ گ َ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) (... کشتی ) توقف کردن او دردریا با افکندن لنگر در آب. افکندن لنگر کشتی به دریا. || قرار گرفتن. مقام گرفتن. ( غیاث ). - لنگر انداختن کسی در جائی؛ توسعاً متوقف شدن در هر جا. دیر در خانه کسان ماندن چنانکه چند روزی. توقف نسبتاً طویل کردن. خانه نزول شدن ( در تداول مردم قزوین ). در خانه دیگران دیر ماندن. پوست تخت انداختن. القاء عصا. القاء جران. رجوع به مجموعه مترادفات ص 31 شود. - امثال: کنگر خورده لنگر انداخته.
فرهنگ معین
( ~. اَ تَ ) [ یو - فا. ] (مص ل. ) ۱ - توقف کردن کشتی بندر. ۲ - کنایه از: ماندن زیاد در جایی.
فرهنگ فارسی
۱- ( مصدر ) ۱- متوقف ساختن کشتی با انداختن لنگر آن در آب مقابل لنگر برداشتن. ۲- ( مصدر )متوقف شدن کشتی با انداخته شدن لنگر آن در آب. ۳- قرار گرفتن مقام گرفتن. یا لنگر انداختن کسی در جایی. اقامت کردن وی در آنجا برای مدتی نسبه طولانی. یا کنگر خورده لنگر انداخته. ( مثل ) دربار. کسی گویند که بیش از حد معمول در محلی اقامت کند.
ویکی واژه
sbarcare توقف کردن کشتی بندر. کنایه از: ماندن زیاد در جایی.
جمله سازی با لنگر انداختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طبق « اثر لنگر انداختن»، معمولاً اولین گزینههای ارائه شده، تأثیر به سزایی را در انتخاب افراد بین گزینههای موجود دارند. زمانی که سوزن فکر و تصمیمگیری فرد، بر روی مورد خاصی گیر کند، تصمیمگیریها و قضاوتهای آتی وی، در طی مقایسه موارد موجود با مورد یا موارد اولیه شکل میگیرند.
💡 در کتاب افسانههای ناتمام آمده است که الندیل پس از لنگر انداختن در سرزمین میانی به زبان کوئنیا میگوید: بیرون از دریای بزرگ به سرزمین میانی آمدهام. در این مکان پایداری میکنم. من و فرزندانم. تا پایان دنیا. سنت چنان شد که الندیل و ۳۸ نسل پس از او تا آراگورن دوم هنگامی که تاج گاندور را بر سر میگذاشتند این جملات را تکرار میکردند.
💡 شب آمد سبک لنگر انداختند در آن روی دریا مکان ساختند
💡 ز هر دو طرف لنگر انداختند به خاب و خورش گردن افراختند
💡 ز کشتی همه لنگر انداختند ز هر در حکایت همی خواستند