واژه «لمیده» به حالتی گفته میشود که فرد یا موجودی به یک سمت بدن خود و در وضعیت راحت و رها روی زمین یا جایی دراز کشیده باشد، بهگونهای که حالت نشستن یا ایستادن ندارد و بدن در آرامش کامل قرار گرفته است. این واژه در اصل به معنای «لم داده» و دراز کشیده به حالت آسوده به کار میرود و بیشتر برای توصیف وضعیت استراحت یا بیحرکتی استفاده میشود. وقتی گفته میشود کسی لمیده است، منظور این است که او در حالت خوابیده یا نیمهخواب و در وضعیتی آرام و بدون فعالیت قرار دارد. این حالت معمولاً نشاندهنده رهایی بدن از خستگی و قرار گرفتن در وضعیت آسایش است، هرچند در برخی کاربردها میتواند به معنای بیتحرکی طولانیمدت نیز باشد. واژه «لمیده» در متون ادبی فارسی برای تصویرسازی وضعیت افراد یا حتی اشیایی که به شکلی افتاده یا رها قرار گرفتهاند نیز به کار میرود و به متن حالت توصیفی و تصویری میدهد. در ادبیات، این واژه گاهی برای نشان دادن آرامش، رخوت یا حتی بیتفاوتی شخصیتها استفاده میشود. همچنین ممکن است در توصیف صحنههایی از زندگی روزمره به کار رود که در آن فردی روی تخت، کاناپه یا زمین به حالت راحت دراز کشیده است. این واژه علاوه بر معنای ظاهری، میتواند بار معنایی احساسی نیز داشته باشد و حالتی از سکون و آرامش یا حتی بیحالی را منتقل کند. در برخی متون داستانی و شعری، «لمیده» برای ایجاد تصویر ذهنی دقیق از وضعیت شخصیتها استفاده میشود تا خواننده بتواند حالت جسمی و روحی آنها را بهتر درک کند. در مجموع، این واژه به حالت درازکشیده و آسوده فردی گفته میشود که بدنش به یک سمت قرار گرفته و در وضعیت آرام یا بیتحرک است.
لمیده
لغت نامه دهخدا
لمیده. [ ل َ دَ / دِ ] ( ن مف / نف ) به یک جانب بدن به راحت دراز کشیده. لم داده.
فرهنگ فارسی
( اسم ) لم داده: پیرمردها زیرچترهای رنگین راه راه لمیده روزنامه میخواندند.
جمله سازی با لمیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در شمیران خزیده بودم من پای منقل لمیده بودم من
💡 جمله مجنونند و لیلای وطن در دستِ غیر هی لمیده صحبت از لیلی و مجنون میکنند
💡 ایلیا ایلیچ ابلوموف دوران کودکی را در املاک پدرش در روستا در کنار خانواده و دوستش آندره میگذارند. در جوانی در سن پترزبورگ به استخدام دولت در میآید. پس از سالها خدمت در کار دولتی، ابلوموف بازنشسته همه روز در خانه روی کاناپه میلمد. لمیدگی برای او نه از روی خستگی یا کسالت، بلکه خو و عادت اوست. هر وقت در خانه است، که همیشه هست، بر روی کاناپه لمیده یا در خواب است.