لفتره
لغت نامه دهخدا
لفتره. [ ل َ ت َ رَ / رِ ] ( ص ) مردم سفله و فرومایه و کمینه و اراذل را گویند. ( برهان ):
جام زر بر دست نرگس می نهی
لفتره را میر مجلس میکنی.عطار.
فرهنگ معین
(لَ تَ رَ یا رِ ) (ص. ) سفله، فرومایه، پست.
فرهنگ عمید
سفله، فرومایه، رذل، پست: جام زر بر دست نرگس می نهی / لفتره را میر مجلس می کنی (عطار: لغت نامه: لفتره ).
ویکی واژه
سفله، فرومایه، پست.
جمله سازی با لفتره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و لکن فی طی تلک الاحوال حسندنا الدهر و اصابتنا عین الکمال و ثبت علی ابینا خطوب وافره و کروب متواتره فتوفی اکثر اولاده و ذهبت نضره اعواده و سارت الفتره فینا حولا بعد حول و شهرا بعد شهر و یوما بعد یوم.