کلمه لطیف در زبان فارسی به معنای نرم، خوشایند، زیبا و دلنشین است و به همین شکل و با املای صحیح نوشته میشود. این واژه میتواند به اشیاء، افراد یا احساسات اشاره کند و معمولاً به عنوان صفت مذکر یا مؤنث به کار میرود. این واژه میتواند در جملات به عنوان صفت استفاده شود و با کلمات دیگر ترکیب شده و معانی متفاوتی را القا کند. این واژه در متون ادبی و شعر، همچنین در مکالمات روزمره، به معنای زیبایی یا احساس خوب به کار میرود.
مترادفهای فارسی کلمه
در فارسی، کلمه لطیف مترادفهای متعددی دارد که بسته به زمینه کاربرد، انتخاب میشوند. برخی از مهمترین مترادفها عبارتاند از: نرم، ظریف، ملایم، حساس، دقیق، خوشبو و نازک. هر یک از این واژهها میتواند جایگزین این کلمه شود، اما ممکن است بار معنایی کمی متفاوت داشته باشد. به طور مثال «ظریف» بیشتر به دقت و زیبایی جزئیات اشاره دارد و «ملایم» بیشتر بار احساسی و نرمی دارد.
معادل انگلیسی کلمه
در زبان انگلیسی، برای کلمه لطیف بسته به مفهوم مورد نظر، معادلهای متفاوتی وجود دارد. اگر منظور نرمی و ملایمت باشد، میتوان از کلماتی مثل gentle، soft و delicate استفاده کرد. اگر منظور دقت و حساسیت در جزئیات است، واژههایی مانند subtle یا refined مناسب هستند. همچنین برای اشاره به لطافت روحی و اخلاقی، kind و gracious میتوانند معادل مناسبی باشند. در کل، معادل انگلیسی دقیق بستگی به زمینه جمله و بار معنایی مورد نظر دارد.
لطیف. [ ل َ ] ( ع ص ) باریک. ریزه. نازک. مقذذ. ( منتهی الارب ). به غایت نازک. ( منتخب اللغات ). || به غایت نیکو. نغز. ( حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی )
(لَ ) [ ع. ] (ص. ) ۱ - نرم و نازک. ۲ - نیکو، نغز.
۱. نرم و نازک.
۲. مهربان، خوش خو.
۳. خوش اندام.
۴. زیبا و ظریف.
۵. (اسم ) از نام های باری تعالی.
۶. [قدیمی، مجاز] سنجیده و دقیق.
۷. [مقابلِ کثیف] (فلسفه ) [قدیمی] غیرمادی.
( سید ) ابن عبید الله بن حسن پدر زن شاه شجاع از امرای آل مظفر فارس و ممدوح حافظ شیرازی.
نرم ونازک، خوشبو، مهربان، خوش اندام
( صفت ) ۱- باریک ریزه خرد. ۲- نیکو نغز پاکیزه: بیدار چه سبز و نغز و لطیف است در بهار کی در چمن بجلوه کند بید عرعری. ( مجد همگر لغ. ) ۳- سبک خفیف مقابل کثیف:... هوا از آب بسی لطیف تر است. ۴- توام با لطف و محبت: جوابی نرم ولطیف باز راند. ۵- خوش معاشرت بذله گو. ۶- سخنی غامض که معنیش پوشیده باشد.
یعقوب شکیب
اسم: لطیف (دختر، پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: latif) (فارسی: لَطيف) (انگلیسی: latif)
معنی: نرم و ظریف، ملایم، زیبا، از صفات خدا، نرم و خوشایند، ظریف و زیبا، ملایم و خوش آهنگ، ( به مجاز ) چابک و ماهر در نواختن، حساس، از نام ها و صفات خدا، ( در قدیم ) خوشگوار، ( در قدیم ) ( به مجاز ) معشوقِ ظریف و زیبا، سنجیده و دقیق و بدیع، نکته سنج، ( در حالت قیدی ) ( درقدیم ) ( به مجاز ) با ظرافت و مهارت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خاک صدرش نظیف چون کعبه آب قدرش لطیف چون زمزم
💡 لبت از بس لطیف و شیرین است دلت از بس گران و سنگین است
💡 چون باشد طلعت مه گردونی تابان و لطیف و خوبی و موزونی