لجین

لغت نامه دهخدا

لجین. [ ل َ ] ( ع اِ ) کفک دهان شتر. || برگ افتاده. برگ از شاخ افتاده. ( منتهی الارب ). || برگ درخت کوفته ( ؟ ). ( مهذب الاسماء ).
لجین. [ ل ُ ج َ ] ( ع اِ ) نقره. ( منتهی الارب ). سیم. ( دهار ). فضة. رجوع به فضه در بحرالجواهر شود.

فرهنگ معین

(لُ جَ یا جِ ) [ ع. ] (اِ. ) سیم، نقره.

فرهنگ عمید

سیم، نقره.

فرهنگ فارسی

کفک دهان شتر. یا برگ افتاده

جمله سازی با لجین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چند‌ گویی کان قبیحست این صبیح چند گویی‌ کان لجین‌ است این لجن

💡 یارب این پرده چه راز است که در فصل خطاب محک نقد و غش و فرق لجین و لجن است

💡 متفاوت بود این عشق به ذرات وجود ور نه پیدا ز کجا فرق لجین از لجنست

💡 هیبت او بر فراز کوه اگر تیغی کشد همچو سیماب از نهیب او شود لرزان لجین

💡 لژه سبک بود ارژان لجین اتن ارزیز پلمب سرب و ذهب ار، رزن سگ، است مویز

💡 ز جای جست و بشد سوی مرزبان هری که هان بمان و مینداز لجین را به لجن