لایعلم

لغت نامه دهخدا

لایعلم. [ ی َ ل َ ] ( ع ص مرکب ) ( از: لا + یعلم ) که نمیداند. نادان. صیغه مضارع منفی است و میم در محاوره فارسیان به وقف خوانده میشود و این برای استمرار نیز می آید و صفت حیوان واقع میشود بجهت اظهار کمال نادانی او یعنی الحال هم نادان است و در استقبال هم بی علم و موصوف بخ نادانی خواهد ماند. ( غیاث ): گفت ای سفیه لایعلم شیر را با تو چه مناسبت است. ( سعدی ). گفت چگونه می بینی دیبای معلم را بر این حیوان لایعلم.گفتم خطی زشت است که به آب زر نبشته است. ( سعدی ).

فرهنگ معین

(یَ لَ ) [ ع. ] (ص مر. ) نادان.

فرهنگ عمید

نادان.

فرهنگ فارسی

نادان
( جمله فعلی ) نمی داند. ۲- نادان: گفت: سعدی چگونه همی بینی این دیبای معلم برین حیوان لایعلم ? ( گلستان ) یا سفیه لایعلم. سبک عقل نادان.
نادان. که نمی داند

جمله سازی با لایعلم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه پرسی ز من غیب اگر عاقلی؟ ز لایعلم الغیب چون غافلی؟

💡 نمی‌گویم من این، این گفتِ عشق است در این نکته من از لایعلمونم

💡 علم در نسبت دانایی تو، لایعلم فهم در جنب شناسایی تو، لایعرف

💡 کیست که اندر سخن چو من مسلط بود گویند ار هست کس گویم لایعلمون

💡 شد هویدا بر ملایک سر مالایعلمون بر خلایق آشکار گشت مهر بی مثال

💡 چنان پیر و چنان عالم فنا به که تا عبرت شود لایعلمون را

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز