لات و لوت

لغت نامه دهخدا

لات و لوت. [ ت ُ ] ( ص مرکب، از اتباع ) لات و پات. رجوع به لات شود:
قومی همه مرد لات و لوتند
باد جبروت در بروتند.خاقانی.- لات و لوت و آسمان جل؛ سخت فقیر و بی چیز.
کلمه لوت همان روت ِ قدیم و لخت متداول امروز است.

فرهنگ معین

(تُ ) (ص مر. ) (عا. ) بی کار ه و فقیر.

فرهنگ فارسی

( اتباع ) بسیار فقیر سخت بی چیز لات و لوت: قومی همه مرد لات و لوتند باد جبروت در بروتند ( خاقانی لغ )

ویکی واژه

(عا.)
بی کار ه و فقیر.

جمله سازی با لات و لوت

💡 جهان با دستگاه و لات و لوتش خراسانی است وان جفتی بروتش

💡 اندرین حمام جمعی لات و لوت و خوار و زار دستها آماس کرده پایها پر آبله

💡 به نرد عشق تو عمری به ششدر افتادم در این قمار دگر لات و لوت و عور شدم

💡 همه لرک و بیچاره و لات و لوت قناعت نموده زدنیا به قوت

💡 گر توئی سرمایه دار با وقار تازه چرخ کهنه رند لات و لوت خانه بر دوشیم ما

تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز