قیامت کردن

لغت نامه دهخدا

قیامت کردن. [ م َ ک َ دَ ]( مص مرکب ) کنایه از کارهای عجیب کردن و کارهای اعجاب انگیختن. ( برهان ) ( آنندراج ). زیاده از طاقت در کاری کمال نمودن. ( آنندراج ). هنگامه کردن. غوغا کردن. آشوب کردن. کاری سخت خوب یا سخت بد کردن:
قیامت میکنی سعدی بدین شیرین سخن گفتن
مسلم نیست طوطی را در ایامت شکرخایی.سعدی.هیچ میدانی چه ها ای سروقامت میکنی
میکشی و زنده میسازی، قیامت میکنی.محمدباقر ولد ابوعلی ( از آنندراج ).لحظه به لحظه در ستم غمزه او قیامتی
میکند و ز کافری نیست غم قیامتش.کمال خجندی ( از آنندراج ).

فرهنگ معین

( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) هنگامه به پا کردن، کار بزرگ کردن.

فرهنگ فارسی

شور و غوغا و هنگامه بر پا کردن: قیامت می کنی سعدی بدین شیرین سخن گفتن مسلم نیست طوطی را در ایامت شکر خایی.

ویکی واژه

هنگامه به پا کردن، کار بزرگ کردن.

جمله سازی با قیامت کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شاهدان چمن ار پار قیامت کردند هر یک امسال به زیبایی صد چندان شد

💡 چه بگویم چه قیامت کردند لیک از آن ترس که محصور شوند

💡 سرو را با آن بلندی غیرت آید از قیامت کردنِ بالایِ پستش

💡 تا تماشای قیام تو بقامت کردند عاشقان بر سر کوی تو قیامت کردند

افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز