قوقو. ( اِ صوت ) نقل آواز خروس است و چون فارسی است باید با غین ( غوغو )نوشته شود. ( فرهنگ نظام ). قَوق آواز کردن مرغ بود. ( اقرب الموارد ). رجوع به همین کلمه و قَوقاءة شود.
قوقو. ( اِ ) قوقه است که کلاه و پیراهن باشد. ( برهان ) ( آنندراج ):
از حشمت سلطانی او تاج فریدون
چاوش ورا قبه قوقوی کلاه است.حکیم سوزنی ( ازآنندراج ).رجوع به قوقه شود.
(اِ. ) تکمة کلاه و پیراهن.
بانگ خروس، قوقولی قوقو.
= قوقه۲: از حشمت سلطانی او تاج فریدون / چاووش و را قبهٴ قوقوی کلاه است (سوزنی: ۱۳۱ ).
نقل آواز خروس است و چون فارسی است باید با غین نوشته شود.
تکمة کلاه و پیراهن.
💡 زنهار! در قوقون بحقارت نظر مکن چون رشک کوزهای نباتست خربزه
💡 به سرعت کوچه کوچه کوی بر کوی دویدم تا میان قوم قوقوی
💡 از حشمت سلطانی او تاج فریدون چاوش و راقبه و قوقوی کلاهست
💡 من جغد نوا خوانم، بر بام تو، قوقوقو من لاشخور پستم، هم نام تو، قوقوقو
💡 کردست مرا فربه، اطعام تو، قوقوقو افتم به هوای پول، در دام تو، قوقوقو