قدم رنجه کردن

لغت نامه دهخدا

قدم رنجه کردن. [ ق َ دَ رَ ج َ / ج ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) قدم رنجه فرمودن. زحمت راهی را تحمل کردن: توقع آن است که به وجه دمسازی و بنده نوازی قدم رنجه کنی. ( سندبادنامه ).

فرهنگ معین

(قَ دَ. رَ جِ. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) زحمت راهی را تحمل کردن.

فرهنگ فارسی

قدم رنجه فرمودن زحمت راهی را تحمل کردن.

ویکی واژه

زحمت راهی را تحمل کردن.

جمله سازی با قدم رنجه کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در آن دشت تفسیده، سرگشتگان قدم رنجه کردند از تاب جان