قبور
مترادفها
آرامگاهها، مزارها، مدفنها، گورها
لغت نامه دهخدا
قبور.[ ق َ ] ( ع ص ) زمین پست و نرم. || خرمابن زود بارآور. || خرمابن که بارش در شاخ او بوده باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
قبور. [ ق ُ ] ( ع اِ ) ج ِ قبر. ( منتهی الارب ). گورها. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(قُ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ قبر.
فرهنگ عمید
= قبر
فرهنگ فارسی
جمع قبر
( اسم ) جمع قبر گورها.
زمین پست و نرم یا خرمابن زود بار آور.
جمله سازی با قبور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زیارت قبور مقدسین و دعا کردن به آنها را مردود شمرد و آنرا مترادف با پرستش غیر خدا دانست
💡 به صورت عمل و اعتقاد چون فردا برآوردند سر از خاک خفتگان قبور
💡 ز زندگی نکشم بر مخاصم تو رقم که او بچشم خرد مرده ایست نامقبور
💡 رسم و عادت از فقیران خواستن محض خطاست کس نمی خواهد تواضع را ز اصحاب قبور
💡 قبور مکشوف از ناحیه کوریجان استان همدان یا همان کشور باستانی ماد. حدس زده میشود قبرها متعلق به کیمریان باشد.
💡 آن که نسیم از درش گر گذرد بر قبور مردهٔ صد ساله را روح در آید به تن
💡 بازدید از مقبرهها و قبور تاریخی در شهرهای قدیمی، فرصتی فراهم میکند تا گردشگران با تاریخ باستان و سبک معماری گذشتگان آشنایی بیشتری پیدا کنند.
💡 در مراسمهای مذهبی و سوگواری، مردم با حضور در کنار قبور عزیزان خود، به یاد خاطرات شیرین و لحظات سپری شده با آنها میپردازند.
💡 نگهداری و مرمت قبور باستانی در سایتهای میراث جهانی، وظیفهای مهم برای حفظ هویت فرهنگی و جلوگیری از نابودی آثار باستانی توسط عوامل طبیعی است.