قاسی

لغت نامه دهخدا

قاسی. ( ع ص ) سخت. سخت دل. ( ناظم الاطباء ). سخت و سیاه دل. ( غیاث ). سنگدل. دل سخت، قسی:
آن دل قاسی که سنگین خواندند
نامناسب بد مثالی راندند.مولوی ( مثنوی ).ج، قُسات.
قاسی. ( اِخ ) ابن سمکان نقیب. از محدثان است. وی از نجیب حرانی روایت شنیده است. ( الدرر الکامنة ج 3 ص 241 ).

فرهنگ معین

[ ع. ] (ص. ) سنگدل، بی رحم.

فرهنگ عمید

سخت دل، سنگدل، بی رحم.

فرهنگ فارسی

سخت دل، سنگدل، بی رحم
( صفت ) سخت دل سیاه دل قسی جمع: قسات.
ابن سمکان نقیب از محدثان است. وی از نجیب حرانی روایت شنیده است.

ویکی واژه

سنگدل، بی رحم.

جمله سازی با قاسی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قهرمان ملک و ملت حاجی آقاسی‌ که هست جان پاکش غوطه‌زن در بحر فیض لایزال

💡 الی کم اقاسی هجرکم و فراقکم الی کم اؤانس طیفکم و خیالکم

💡 نگین خاتم اقبال حاجی آقاسی که هست حامی دین محمد مختار

💡 پناه دولت اسلام حاجی آقاسی که همچو دست ملک خامه‌اش‌‌‌ گهربارست

💡 در غلامان شاه مردان اوست که درین عهد قللر آقاسی است

ترکش یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز