واژه فعال در زبان فارسی به معنای پویاتر است و در زمینههای مختلفی مورد استفاده قرار میگیرد. یادگیری فعال بهعنوان روشی از یادگیری شناخته میشود که در آن دانشآموزان بهطور تجربی در فرآیند یادگیری شرکت میکنند و میزان این مشارکت به سطوح مختلف این نوع یادگیری بستگی دارد. طبق گفته Bonwell و Eison (1991)، دانشآموزان در این نوع یادگیری زمانی مشارکت میکنند که علاوه بر گوش دادن غیرفعال، اقداماتی را نیز انجام دهند. در گزارشی از انجمن مطالعه آموزش عالی (ASHE)، نویسندگان به بررسی روشهای مختلفی برای ترویج این یادگیری پرداخته و به ادبیاتی اشاره میکنند که نشان میدهد برای یادگیری مؤثر، دانشآموزان باید فراتر از گوش دادن، اقداماتی مانند خواندن، نوشتن، بحث و حل مسائل را انجام دهند. این فرآیند به سه حوزه یادگیری شامل دانش، مهارت و نگرش مرتبط است. این دستهبندی از رفتارهای یادگیری میتواند بهعنوان اهداف فرآیند یادگیری در نظر گرفته شود. بهویژه، دانشآموزان باید در فعالیتهای تفکر در سطوح بالاتر مانند تجزیه و تحلیل، ترکیب و ارزشیابی مشارکت داشته باشند.
فعال
لغت نامه دهخدا
فعال. [ ف ِ ] ( ع اِ ) ج ِ فعل. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || فعلی که از دو فاعل باشد مانند. مَرَّ. || دسته تبر. ( از اقرب الموارد ). رجوع به فَعال شود.
فعال. [ ف َ ] ( ع اِ ) دسته تبر و تیشه و جز آن. ج، فُعُل. || کرم و جوانمردی. || کردار نیکو یا در خیر یا در شر هر دو استعمال کنند. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). بفتح اول برای فاعل مفرد است و اگر فاعل بیش از یک باشد بکسر اول آید: هم حسان الفعال.
فرهنگ معین
(فِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ فعل، کارها، رفتارها.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع فعل کارها کردارها.
جملاتی از کلمه فعال
نشمرد افعال او مهندس اگر چند به صد سالیان شمار کند
نقاب سنبل مشکین ز برگ لاله برافکن میان باغ که تا گل ز انفعال برآید
دیدن وگفتن و نوشتن حال همچو علم است و قدرت و افعال